تبليغاتX
حسرت پرواز

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه به یادت باشد

در قابی کهنه
که داستانی به بلندای غم داشت
بانویی نشسته بود و
سرسرانه می خندید
 
رودِ عاشق شرمگین و مانده از قهر آنا
موجش بی اختیار و بی الهه
به تازیانه ی باد
می تاخت 
 

 بانو ! خنده می کنی بر شیون ما ؟ !
 

نوشته شده توسط شیما در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:26 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت
......................................................
عالم ازما نغمه پرداز است و خاموشيم ما
مردم ازماهوشيارند و مدهوشيم ما

هيچکس مارا نسپارد به خاطر اي عجب
ياد عالم ميکنيم اما فراموشيم ما

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نویسندگان
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط شیما محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.